أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 18

ظفرنامه ( فارسى )

اوست پنج چيز به قضا و قدر است « 1 » . . . بزرجمهر گفت از استاد پرسيدم از خداى تعالى چه چيز خواهم تا همه چيز خواسته باشم گفت . . . » در مقدمهء نسخهء كتابخانهء مراد ملّا ( ح ) آمده است : « چنين گويند كه در روزگار نوشروان عادل هيچ چيز عزيزتر از حكمت نبود و هيچ جنس مردم بزرگوارتر از اهل حكمت نبودند و هيچ هديه پيش او نبردندى . شريف‌تر از حكمت گويند روزى بزرجمهر و دانايان پيش او رفتند نوشروان ايشان را گفت : خواهم كه كتابى جمع كنم سخت نيكو و لطيف ، به لفظ كوتاه و به معنى تمام و خواندن آسان ، چندان كه مرا بدين جهان و بدان جهان به كار آيد و ما را يادگار ماند . بزرجمهر يك سال روزگار برد و آن كتاب تأليف كرد و ظفرنامه نام نهاد و پيش نوشروان برد ، نوشروان زيادت شهرى به دو بخشيد و فرمود تا به زر نبشتند و به خزانه فرستاد . بزرجمهر گفت من آن مثال‌ها « 2 » از استاد خويش مىپرسيدم به روزگار و او جواب همىداد ، آغاز مسائل گفتم از خداى عزّ و جل چند [ ظ . چه ] چيز خواهم كه همه نيكى خواسته باشم گفت . . . » در نسخهء كتابخانهء موزهء بريتانيا ( مجموعهء به نشان 7863 . or ( كه تاريخ تحرير آن ظاهرا 761 هجرى است « 3 » چنين آمده است :

--> ( 1 ) . اين سخنان در ساير نسخه‌هاى ظفرنامه نيست و ظاهرا از آن كتاب نباشد و پس از آن جملات « بزرجمهر گفت . . . » آمده است . ( 2 ) . چنين است در اصل ، ظاهرا « مسأله‌ها را » صواب باشد . ( 3 ) . رش : كتاب تحفة الملوك به اهتمام « كتابخانهء » تهران 1317 ه . ش مقدمه ( ظاهرا به